بهبود مدیریت زنجیره تأمین - مسیری لازم برای دستیابی به تعالی کارخانه ها

Feb 26, 2025

بهبود مدیریت زنجیره تأمین - مسیری لازم برای دستیابی به تعالی کارخانه ها

 

 

در موج ادغام اقتصادی جهانی ، دنیای تجارت مانند یک وب کاملاً در هم تنیده است و مدیریت زنجیره تأمین یک موضوع ضروری در این وب است که از هر جنبه ای از عملکرد شرکت استفاده می کند. از منبع تهیه مواد اولیه گرفته تا تحویل محصولات نهایی به مصرف کنندگان نهایی ، مدیریت زنجیره تأمین مانند یک هادی نامرئی است و با هماهنگی احزاب مختلف شرکت کننده برای اطمینان از عملکرد صاف کل فرآیند تجارت. برای آن دسته از بنگاه هایی که آرزو دارند سطح مدیریت کارخانه خود را بهبود بخشند ، درک عمیقی از مفهوم و جوهر مدیریت زنجیره تأمین ، کلید ایستادن در رقابت شدید بازار است.

 

مدیریت زنجیره تأمین: مفهوم و ذات

 

زنجیره تأمین را می توان به عنوان یک زنجیره تجاری به هم پیوسته مشاهده کرد که از تأمین کنندگان مواد اولیه شروع می شود ، مواد اولیه مراحل پردازش تولید کنندگان را طی می کنند ، به محصولات میانی تبدیل می شوند و بیشتر به محصولات نهایی می روند. پس از آن ، از طریق شبکه فروش که توسط توزیع کنندگان و خرده فروشان ایجاد شده است ، این محصول در نهایت به دست مصرف کنندگان می رسد. در این فرآیند ، جریان اطلاعات مانند یک جفت چشم مشتاق است و باعث تغییر در تقاضای بازار در زمان واقعی و ارائه بازخورد به موقع به پیوندهای مختلف می شود. تدارکات "شریانی" است که جریان فیزیکی محصولات را به همراه دارد و اطمینان حاصل می کند که کالاها به موقع و با کیفیت به مکان های تعیین شده تحویل داده می شوند. جریان وجوه مانند "خون" است که در سیستم تجاری جریان دارد و قدرت اقتصادی را برای عملکرد کل زنجیره تأمین فراهم می کند.

 

مفهوم اصلی مدیریت زنجیره تأمین این است که از دیدگاه مصرف کنندگان بایستد و از طریق همکاری مشترک بین بنگاهها ، از کارآیی کلی زنجیره تأمین به حداکثر برسد. به عنوان نمونه از یک مارک مشهور کفش ورزشی استفاده کنید ، زنجیره تأمین آن تأمین کننده مواد اولیه با کیفیت بالا مانند لاستیک و چرم ، تولید کنندگان با فرآیند تولید پیشرفته و توزیع کنندگان و خرده فروشان توزیع شده در سراسر جهان را در بر می گیرد. در این سیستم زنجیره تأمین گسترده ، هر پیوند از نزدیک هماهنگ است. تأمین کنندگان مواد اولیه مطابق برنامه تولید سازنده مواد اولیه با کیفیت بالا را به موقع ارائه می دهند. تولید کنندگان از صنایع دستی نفیس و فرآیندهای تولید کارآمد برای پردازش مواد اولیه در کفش های ورزشی شیک و راحت استفاده می کنند. توزیع کنندگان باید مسیرهای تدارکاتی را منطقی برنامه ریزی کنند و به سرعت محصولات را در مناطق مختلف فروش توزیع کنند. خرده فروشان محصولات خود را به طور دقیق نمایش داده و خدمات فروش با کیفیت بالا را بر اساس تقاضای بازار محلی ارائه می دهند. این همکاری یکپارچه است که این برند را قادر به حفظ رقابت شدید در بازار کرده است.

 

در زنجیره تأمین واقعی ، نقش شرکتها مفرد و ثابت نیست. همین شرکت ممکن است در مراحل مختلف نقش مهمی ایفا کند ، در تولید محصول ، مدیریت انبار و حتی نقش مهمی در توزیع بازی کند. اما با تخصص روزافزون زنجیره تأمین ، تقسیم نیروی کار تصفیه شده تر شده است. به عنوان مثال ، در زنجیره تأمین محصول الکترونیکی ، شرکت های تولیدی تراشه بر روی تحقیق و تولید تراشه ها تمرکز می کنند و قطعات کلیدی را برای کل زنجیره صنعت با فن آوری های اصلی و فرآیندهای پیشرفته خود در زمینه نیمه هادی فراهم می کنند. گیاهان مونتاژ وظیفه مونتاژ تراشه های مختلف و اجزای الکترونیکی را در محصولات کامل الکترونیکی ، اطمینان از عملکرد و کیفیت محصول از طریق فرآیندهای تولید کارآمد و کنترل کیفیت دقیق دارند. از طرف دیگر ، شرکت های تدارکات برای انجام وظیفه حمل و نقل محصولات از کارخانه ها تا پایانه های فروش در سراسر جهان به شبکه های حمل و نقل قوی و امکانات انبارداری متکی هستند. هر شرکت در زنجیره تأمین بر اساس مزایای حرفه ای خود ، موقعیت ضروری را اشغال می کند.

 

 

chinashippingagentdoortodoor

 

ویژگی های منحصر به فرد مدیریت زنجیره تأمین

 

مفهوم مدیریت موجودی نوآورانه

 

در مفاهیم سنتی مدیریت موجودی ، موجودی یک هزینه لازم برای حفظ تولید و فروش در نظر گرفته می شود. به منظور جلوگیری از خطر کمبود سهام ، شرکتها اغلب سطح موجودی بالایی را حفظ می کنند ، که نه تنها مقدار زیادی از بودجه را اشغال می کنند بلکه هزینه های مدیریت انبار را نیز افزایش می دهند. براساس مفهوم مدیریت زنجیره تأمین ، شرکت ها برای دستیابی به انتقال معقول و بهینه سازی موجودی ، روابط همکاری نزدیک با شرکتهای بالادست و پایین دست برقرار می کنند.

 

به عنوان مثال ، یک شرکت لوازم خانگی با یک تأمین کننده به توافق همکاری استراتژیک رسیده و مدل تهیه Time (JIT) را به اتمام رسانده است. تأمین کنندگان با توجه به برنامه تولید شرکت های لوازم خانگی خانگی ، به موقع مؤلفه ها را به زمان کارگاه تولید می کنند و موجودی مواد اولیه این شرکت را تا حد زیادی کاهش می دهند. در عین حال ، شرکت ها و توزیع کنندگان مکانیسم اشتراک گذاری اطلاعات را برای تنظیم استراتژی های موجودی در زمان واقعی بر اساس داده های فروش بازار ایجاد کرده اند. هنگامی که تقاضای بازار برای یک محصول خاص لوازم خانگی افزایش می یابد ، توزیع کنندگان سریعاً کالاها را به شرکت بازپرداخت می کنند و شرکت به سرعت تولید و توزیع را بر اساس موجودی و ظرفیت تولید ترتیب می دهد. هنگامی که تقاضای بازار کاهش می یابد ، شرکت ها و توزیع کنندگان با هم مذاکره می کنند تا سطح موجودی را تنظیم کرده و از پس انداز موجودی خودداری کنند. از طریق این رویکرد ، شرکت ها هزینه های موجودی را کاهش داده اند ، بهره وری استفاده از سرمایه را بهبود می بخشند و همچنین پاسخگویی آنها را به تغییرات بازار افزایش داده اند.

 

حالت مدیریت یکپارچه

 

هسته اصلی مدیریت زنجیره تأمین در استفاده از تفکر و روشهای یکپارچه برای ساختن یک مدل مدیریت یکپارچه است که کلیه عناصر و فرآیندهای تأمین کنندگان را تا مشتریان نهایی پوشش می دهد. این مدل موانع بین بنگاه ها را تجزیه می کند ، منابع و توانایی های شرکتهای مختلف را ادغام می کند ، به مزایای مکمل می رسد و بنابراین باعث افزایش کارایی و رقابت کل زنجیره تأمین می شود.

 

با استفاده از یک شرکت پوشاک به عنوان نمونه ، روابط همکاری نزدیکی با تأمین کنندگان پارچه ، تأمین کنندگان لوازم جانبی ، کارخانه های پردازش ، ارائه دهندگان لجستیک و سیستم عامل های تجارت الکترونیکی برقرار کرده است. از طریق اتصال سیستم های اطلاعاتی ، به اشتراک گذاری زمان واقعی اطلاعات در مراحل مختلف زنجیره تأمین حاصل شده است. تأمین کنندگان پارچه می توانند طبق برنامه تولید شرکت های پوشاک ، تولید و توزیع پارچه ها را از قبل ترتیب دهند. کارخانه پردازش می تواند به موقع اطلاعات سفارش را بدست آورد و کارهای تولید را به طور منطقی ترتیب دهد. ارائه دهندگان لجستیک مسیرهای حمل و نقل را بر اساس دستورالعمل حمل و نقل بهینه می کنند تا از تحویل به موقع محصولات به مشتریان اطمینان حاصل کنند. سیستم عامل های تجارت الکترونیکی از طریق تجزیه و تحلیل داده های بزرگ ، بینش در مورد روند بازار و خواسته های مصرف کننده برای شرکت های پوشاک را ارائه می دهند و به آنها در تنظیم طراحی محصول و استراتژی های بازاریابی کمک می کنند. این مدل مدیریت یکپارچه ، شرکتها را در تمام سطوح قادر می سازد تا با هم کار کنند و به تغییرات بازار پاسخ دهند و به عملکرد کارآمد زنجیره تأمین دست یابند.

 

کنترل استراتژیک در کل فرآیند

 

مدل سنتی مدیریت سازمانی اغلب با بخش های مختلف عملکردی به عنوان واحدهای مستقل فعالیت می کند. با این حال ، به دلیل تفاوت در اهداف و مسئولیت ها بین ادارات ، درگیری منافع و مشکلات هماهنگی به راحتی می تواند بوجود بیاید. به عنوان مثال ، به منظور پیگیری کارآیی تولید ، بخش تولید ممکن است مقدار زیادی از محصولات را تولید کند و در نتیجه پس زمینه موجودی باشد. از طرف دیگر ، بخش فروش توجه بیشتری به تقاضای بازار و درآمد فروش می کند و ممکن است مرتباً سفارشات را تنظیم کند و عدم اطمینان را در برنامه های تولید بخش تولید ایجاد کند. این تضاد داخلی دستیابی به اهداف کلی بهینه را برای شرکت ها دشوار می کند.

 

در مقابل ، مدیریت زنجیره تأمین ، کلیه شرکتهای گره را به عنوان یک کل ارگانیک در نظر می گیرد و کل زنجیره تأمین را از منظر استراتژیک برنامه ریزی می کند. زنجیره تأمین یک ساختار پیچیده شبکه است که از تأمین کنندگان ، تولید کنندگان ، توزیع کنندگان ، خرده فروشان ، مشتریان و ارائه دهندگان خدمات تشکیل شده است و هر پیوند از نزدیک به هم وصل شده است. مدیریت زنجیره تأمین ، مدیریت تدارکات ، جریان اطلاعات ، جریان سرمایه ، جریان تجارت و جریان ارزش را در کل فرآیند زنجیره تأمین ادغام می کند و هر پیوندی را از تهیه مواد اولیه ، تولید محصول ، حمل و نقل و انبارداری به فروش پوشش می دهد. این امر به هر شرکت گره نیاز دارد تا مرزهای سازمانی را بشکند ، به اشتراک گذاری اطلاعات ، به اشتراک گذاری ریسک و همزیستی سود برسد.

 

به عنوان مثال ، یک شرکت تولیدی خودرو با یک تأمین کننده مؤلفه همکاری استراتژیک برقرار می کند ، جایی که هر دو طرف برنامه های تولید ، اطلاعات موجودی و داده های پیش بینی بازار را به اشتراک می گذارند. تأمین کنندگان براساس برنامه تولید تولید کنندگان خودرو ، تهیه و تولید مواد اولیه را از قبل ترتیب می دهند تا از عرضه به موقع قطعات اطمینان حاصل کنند. تولید کنندگان خودرو برنامه های تولید خود را به موقع بر اساس تقاضای بازار و وضعیت فروش تنظیم می کنند و بازخورد خود را برای تأمین کنندگان ارائه می دهند. از طریق این تلاش مشترک ، کارآیی کل زنجیره تأمین به طور قابل توجهی بهبود یافته و به مدیریت کلی مؤثر رسیده است.

 

فلسفه تجارت مشتری مداری

 

مهم نیست که ساختار زنجیره تأمین چقدر پیچیده است یا چه تعداد شرکتهای گره وجود دارد ، هدف اساسی وجود آن تأمین نیازهای مشتریان و مصرف کنندگان نهایی است. تقاضای مشتری نیروی محرکه عملکرد زنجیره تأمین است و تنها با برآورده کردن تقاضای مشتری می تواند زنجیره تأمین ارزش خود را تحقق بخشد.

 

با استفاده از بازار تلفن های هوشمند به عنوان نمونه ، به عنوان خواسته های مصرف کنندگان برای عملکرد دوربین ، سرعت عملیاتی و طراحی ظاهر ، به روزرسانی می شود ، شرکت های مختلف زنجیره تأمین مانند تولید کنندگان تلفن همراه ، تأمین کنندگان کامپوننت و توسعه دهندگان نرم افزار سرمایه گذاری تحقیق و توسعه خود را افزایش داده و به طور مداوم محصولات و ویژگی های جدید را راه اندازی کرده اند. تولید کنندگان تلفن همراه با تهیه کنندگان دوربین برای توسعه دوربین های پیکسل بالاتر و باهوش تر همکاری می کنند. برای افزایش عملکرد و سرعت پردازش تراشه ها با تولید کنندگان تراشه همکاری کنید. توسعه دهندگان نرم افزار به طور مداوم سیستم عامل های خود را برای ارتقاء تجربه کاربر بهینه می کنند. با پاسخگویی به نیاز مصرف کنندگان ، مارک های تلفن همراه به نفع کاربران در بازار به دست آورده و همچنین توسعه و رشد کل زنجیره تأمین را ارتقا داده اند.

 

 

 

 

نقاط پشتیبانی اصلی مدیریت زنجیره تأمین

 

روی رقابت اصلی شرکت ها تمرکز کنید

 

در رقابت شدید بازار ، منابع یک شرکت محدود است و داشتن یک مزیت رقابتی در همه زمینه ها غیرممکن است. بنابراین ، در مدیریت زنجیره تأمین ، شرکت ها باید تجارت اصلی خود را روشن کنند ، تجارت غیر اصلی را به شرکای حرفه ای برون سپاری کنند و بر افزایش رقابت اصلی خود تمرکز کنند.

 

با استفاده از اپل به عنوان نمونه ، رقابت اصلی آن در طراحی محصول ، بازاریابی برند و ساخت اکوسیستم های نرم افزاری نهفته است. اپل در حالی که منابع خود را بر روی تحقیقات و نوآوری محصولات متمرکز می کند ، تولید و تولید محصولات خود را به تولید کنندگان قرارداد مانند Foxconn منتقل می کند. اپل با همکاری با تأمین کنندگان برتر مؤلفه جهانی ، قادر به دسترسی به پیشرفته ترین فناوری و مؤلفه ها است و از عملکرد و کیفیت بالای محصولات خود اطمینان می دهد. در همین حال ، اپل به دلیل تأثیرگذاری برند قوی و تجربه بی نظیر کاربر ، موقعیت قابل توجهی در بازار جهانی تلفن های هوشمند دارد. این استراتژی تمرکز بر رقابت اصلی ، اپل را به یک پیوند کلیدی غیر قابل تعویض در زنجیره تأمین تبدیل کرده و منجر به توسعه کل صنعت می شود.

 

هدایت شده توسط مشتری به عنوان هسته

 

جوهر مدیریت زنجیره تأمین یک مدل بازاریابی "کشش" مشتری محور است. در سیستم های سنتی "فشار" ، شرکت ها طبق برنامه های تولید خود تولید می کنند و سپس محصولات را به بازار سوق می دهند. این مدل اغلب منجر به قطع ارتباط بین محصولات تولید شده توسط شرکت ها و تقاضای بازار می شود که به راحتی می تواند منجر به عقب ماندگی موجودی یا کمبود شود. در سیستم "کشش" ، شرکت ها از مرحله طراحی محصول توجه به نیازهای مشتری را شروع می کنند و از مشتریان دعوت می کنند تا در فرآیند طراحی و توسعه محصول شرکت کنند.

 

به عنوان مثال ، یک شرکت سفارشی سازی مبلمان ابعاد فضای خانه مشتریان ، ترجیحات سبک ، نیازهای عملکردی و سایر اطلاعات را از طریق یک بستر آنلاین جمع می کند و سپس از نرم افزار طراحی سه بعدی برای ارائه راه حل های طراحی مبلمان شخصی برای مشتریان استفاده می کند. مشتریان می توانند تأثیر مبلمان را در یک محیط مجازی پیش نمایش داده و پیشنهادات اصلاح را ارائه دهند. این شرکت طبق برنامه تأیید شده نهایی مشتری تولید می کند و به تحول "تولید و فروش آنچه" برای "تولید آنچه مشتری نیاز دارد" می پردازد. این مدل مدیریت زنجیره تأمین ناشی از تقاضای مشتری نه تنها رضایت مشتری را بهبود می بخشد ، بلکه خطرات موجودی را برای شرکت ها کاهش می دهد و به یک وضعیت برنده برای شرکت ها و مشتریان دست می یابد.

 

جریان و اشتراک اطلاعات را بهینه کنید

 

اطلاعات نقش مهمی در مدیریت زنجیره تأمین دارد ، زیرا به عنوان پلی که شرکتهای مختلف گره را به هم متصل می کند ، خدمت می کند و همچنین کلید دستیابی به عملکرد مشترک زنجیره تأمین است. با توسعه سریع فناوری اطلاعات ، نحوه مبادله اطلاعات بین بنگاهها دستخوش تغییرات فوق العاده ای شده است. از تلفن و نمابر اولیه گرفته تا تجارت الکترونیکی ، پست الکترونیکی ، اینترنت و غیره ، سرعت و کارآیی گردش اطلاعات بسیار بهبود یافته است.

 

با استفاده از یک شرکت تجارت الکترونیکی به عنوان نمونه ، یک سیستم مدیریت اطلاعات برای دستیابی به اشتراک اطلاعات در زمان واقعی با تأمین کنندگان ، ارائه دهندگان لجستیک ، ارائه دهندگان انبارداری و سایر پیوندها در زنجیره تأمین ایجاد کرده است. در فرآیند تهیه ، شرکت ها سفارشات خرید را از طریق سیستم به تأمین کنندگان ارسال می کنند و تأمین کنندگان می توانند وضعیت سفارش را در زمان واقعی مشاهده کرده و بازخورد خود را در مورد پیشرفت تولید و اطلاعات حمل و نقل ارائه دهند. در فرآیند فروش ، شرکت ها اطلاعات سفارش مشتری را از طریق سیستم عامل های تجارت الکترونیکی جمع می کنند ، اطلاعات سفارش به موقع را به ارائه دهندگان انبارداری و لجستیک منتقل می کنند و به تحویل سریع می رسند. در طی فرآیند تحویل تدارکات ، مشتریان می توانند وضعیت حمل و نقل بسته های خود را در زمان واقعی از طریق سیستم ردیابی کنند. با بهینه سازی فرایندهای اطلاعاتی ، شرکت ها به مدیریت بصری زنجیره تأمین خود ، بهبود کارآیی عملیاتی و کاهش هزینه های عملیاتی دست یافته اند.

 

به مفهوم همکاری برنده پیروی کنید

 

در مدل عملکرد تجاری سنتی ، اغلب بین تأمین کنندگان و شرکت ها و همچنین بین شرکت ها و توزیع کنندگان رابطه متضاد وجود دارد که هر یک از طرفین حداکثر رساندن منافع خود را دنبال می کنند و از منافع کلی غفلت می کنند. این رابطه رقابتی منجر به هماهنگی ضعیف ، راندمان پایین و افزایش هزینه ها در زنجیره تأمین می شود.

 

در حالت مدیریت زنجیره تأمین ، کلیه شرکتهای گره به عنوان یک کل در نظر گرفته می شوند و شرکتهای زنجیره ای نه تنها باید روی منافع خودشان متمرکز شوند بلکه به رقابت کلی و سودآوری نیز توجه می کنند. از آنجا که انتخاب مشتری نهایی سرنوشت کل زنجیره تأمین را تعیین می کند ، اگر مشتری نهایی از محصول یا خدمات راضی نباشد ، تمام شرکتهای موجود در کل زنجیره تأمین تحت تأثیر قرار می گیرند.

 

به عنوان مثال ، یک سوپر مارکت زنجیره ای روابط تعاونی طولانی مدت و پایدار با تأمین کنندگان برقرار کرده است. هر دو طرف به طور مشترک تحقیقات بازار را برای درک نیازها و ترجیحات مصرف کنندگان انجام می دهند و برنامه های تهیه و استراتژی های تبلیغاتی را بر اساس تقاضای بازار تهیه می کنند. در طی فرآیند تهیه ، سوپر مارکت ها برای اطمینان از کیفیت محصول و ثبات عرضه در مورد قیمت های معقول و زمان تحویل با تأمین کنندگان مذاکره می کنند. تأمین کنندگان برنامه های تولید را بهینه می کنند و هزینه های تولید را بر اساس داده های فروش سوپر مارکت کاهش می دهند. در فعالیت های تبلیغاتی ، هر دو طرف به طور مشترک منابع را برای افزایش فروش بازار محصولات سرمایه گذاری می کنند. از طریق این رویکرد تعاونی و برنده ، سوپر مارکت ها و تأمین کنندگان به نفع متقابل دست یافته و رقابت کل زنجیره تأمین را بهبود بخشیده اند.

 

 

تفاوت اساسی بین مدیریت زنجیره تأمین و مدلهای مدیریت سنتی

 

ارتقاء هدف گرا

 

هدف از مدیریت زنجیره تأمین نه تنها دستیابی به اهداف بازار تعیین شده بلکه تمرکز بر بهینه سازی مدیریت موجودی و تقویت روابط تعاونی برای دستیابی به خدمات به مشتری سطح بالا است. با بهبود کیفیت محصول ، کوتاه کردن چرخه های تحویل و افزایش رضایت مشتری ، شرکت ها می توانند رقابت بازار خود را ارتقا بخشند. مدل مدیریت سنتی دارای اهداف نسبتاً واحدی است ، که عمدتاً بر کارآیی تولید و کنترل هزینه متمرکز است.

 

تفکر یکپارچه و ادغام عمیق

 

هسته اصلی مدیریت زنجیره تأمین در اتخاذ تفکر و روشهای یکپارچه ، ادغام عمیق منابع ، توانایی ها و فرآیندهای تجاری شرکتهای مختلف و دستیابی به عملکرد مشترک است. این ادغام نه تنها شامل به اشتراک گذاری اطلاعات و همکاری تجاری بین بنگاه ها ، بلکه ادغام ساختار سازمانی ، فرهنگ سازمانی و جنبه های دیگر است. با این حال ، مدل های مدیریت سنتی غالباً منابع و فناوری های داخلی را به سادگی ادغام می کنند و فاقد همکاری عمیق با شرکای خارجی هستند.

 

تأکید زیاد بر مدیریت استراتژیک

 

مدیریت زنجیره تأمین بر اهمیت مدیریت استراتژیک تأکید دارد. "عرضه" نه تنها رابطه عرضه و تقاضا بین شرکتهای گره ، بلکه مفهومی با اهمیت استراتژیک است. این امر بر ساختار هزینه ، سرعت پاسخ به بازار و سهم بازار کل زنجیره تأمین تأثیر می گذارد. با تدوین یک استراتژی زنجیره تأمین علمی منطقی ، شرکت ها می توانند در رقابت شدید بازار موقعیت مناسبی کسب کنند. با این حال ، مدلهای مدیریت سنتی توجه نسبتاً کمتری به جنبه های استراتژیک می کنند و بیشتر بر مدیریت عملیاتی روزانه تمرکز می کنند.

 

چشم انداز کلی و پوشش جهانی

 

مدیریت زنجیره تأمین ، کلیه شرکتهای گره در زنجیره تأمین را به عنوان یک کل ارگانیک در نظر می گیرد و کل فرایند تدارکات را از منظر جهانی مدیریت می کند و زمینه های مختلف عملکردی مانند تهیه ، تولید ، توزیع و خرده فروشی را از تأمین کنندگان گرفته تا کاربران نهایی پوشش می دهد. با این حال ، مدل های مدیریت سنتی اغلب به بخش های مختلف عملکردی در شرکت محدود می شوند و فاقد ارتباط مؤثر و همکاری بین ادارات هستند و دستیابی به بهینه سازی هدف کلی را دشوار می کند.

 

 

اهمیت مدیریت زنجیره تأمین

 

بهینه سازی فرآیند شرکت و بهبود کیفیت

 

مدیریت زنجیره تأمین وسیله ای مهم برای شرکت ها برای دستیابی به بهینه سازی کلی فرایند و بهبود کیفیت است. با ادغام و بهینه سازی فرایندهای تجاری تأمین کنندگان ، تولید کنندگان و خرده فروشان ، شرکت ها می توانند راندمان تولید را بهبود بخشند ، هزینه های خطا را کاهش دهند ، وقایع غیر طبیعی را از بین ببرند و بهینه سازی "کیفیت فرآیند" شرکت را بدست آورند.

 

به عنوان مثال ، یک شرکت تولیدی محصول الکترونیکی با معرفی یک سیستم مدیریت زنجیره تأمین ، مدیریت اطلاعات کامل فرآیند را از تهیه مواد اولیه ، برنامه ریزی تولید ، نظارت بر فرآیند تولید تا فروش محصول و خدمات پس از فروش بدست آورده است. از طریق تجزیه و تحلیل داده های سیستم و عملکردهای هشدار دهنده ، شرکت ها می توانند سریعاً مشکلات موجود در فرآیند تولید را شناسایی کرده و اقدامات مربوطه را برای حل آنها ، بهبود کیفیت محصول و کارآیی تولید انجام دهند. در عین حال ، با به اشتراک گذاشتن اطلاعات با تأمین کنندگان و مشتریان ، شرکت ها به تغییرات بازار ، تعدیل به موقع استراتژی های محصول و برنامه های تولید پاسخ سریع داده اند و باعث افزایش رقابت در بازار می شوند.

 

بهبود رضایت مشتری

 

بهینه سازی مدیریت زنجیره تأمین می تواند شرکت ها را قادر به رفع نیازهای مشتری و بهبود رضایت مشتری کند. با دستیابی به عملکرد کارآمد زنجیره تأمین ، شرکت ها می توانند اطمینان حاصل کنند که محصولات به موقع با کیفیت و کمیت به مشتریان تحویل داده می شوند و قابلیت اطمینان و انعطاف پذیری تحویل را بهبود می بخشند.

 

با استفاده از یک شرکت تجارت الکترونیکی تازه به عنوان نمونه ، به منظور اطمینان از طراوت و کیفیت محصولات تازه ، این شرکت یک سیستم جامع لجستیکی زنجیره ای سرد را ایجاد کرده است ، که فناوری حفظ درجه حرارت پایین را در طول کل فرآیند از محل مبدا تا ذخیره سازی انبار و توزیع انبار اتخاذ می کند. در عین حال ، بنگاهها مسیرهای تحویل را از طریق تجزیه و تحلیل داده های بزرگ و سیستم های برنامه ریزی هوشمند بهینه می کنند تا اطمینان حاصل شود که می توان سفارشات را در کمترین زمان ممکن به مشتریان تحویل داد. از طریق این اقدامات ، رضایت مشتری از شرکت به بیش از 95 ٪ رسیده است و وفاداری مشتری نیز به میزان قابل توجهی بهبود یافته است.

 

کنترل هزینه و بهبود کارآیی

 

با بهینه سازی مدیریت زنجیره تأمین ، شرکت ها می توانند هزینه های عملیاتی را کاهش داده و کارایی اقتصادی را بهبود بخشند. از یک سو ، با برقراری روابط تعاونی پایدار بلند مدت با تأمین کنندگان ، شرکت ها می توانند قیمت های مطلوب تر تهیه و کاهش هزینه های مواد اولیه را بدست آورند. از طرف دیگر ، با بهینه سازی مسیرهای توزیع لجستیک و بهبود گردش مالی موجودی ، شرکت ها می توانند تدارکات و هزینه های موجودی را کاهش دهند.

 

به عنوان مثال ، یک شرکت تولیدی قطعات خودرو با امضای توافق نامه های همکاری طولانی مدت با تأمین کنندگان ، کاهش هزینه های تهیه و موجودی ، به تهیه و تحویل به موقع مواد اولیه دست یافته است. در عین حال ، شرکت ها با بهینه سازی برنامه های توزیع لجستیک و اتخاذ روش های حمل و نقل چندمودال و توزیع مشترک ، هزینه های حمل و نقل لجستیکی را کاهش داده اند. از طریق این اقدامات ، کل هزینه شرکت 15 ٪ کاهش یافته و مزایای اقتصادی به طور قابل توجهی بهبود یافته است.

 

 

موضوعات کلیدی و اقدامات متقابل در مدیریت زنجیره تأمین

 

مدیریت تصفیه شده کنترل موجودی

 

کنترل موجودی یک پیوند کلیدی در مدیریت زنجیره تأمین است که مستقیماً بر اشغال سرمایه و هزینه های عملیاتی شرکتها تأثیر می گذارد. شرکت ها باید بر اساس تقاضای بازار ، داده های فروش ، چرخه تولید و سایر عوامل ، استراتژی های کنترل موجودی علمی و معقول را توسعه دهند.

 

به عنوان مثال ، یک شرکت پوشاک یک مدل تجزیه و تحلیل داده های فروش را برای ردیابی تغییرات تقاضای بازار در زمان واقعی ایجاد می کند و روند فروش را برای سبک ها و اندازه های مختلف لباس پیش بینی می کند. با توجه به نتایج پیش بینی ، شرکت باید سطح موجودی خود را به طور منطقی تنظیم کند ، سبک های پرفروش را به موقع دوباره پر کند و سبک های فروخته نشده را به موقع ترویج یا حذف کند. در همین زمان ، این شرکت مدل VMI (موجودی مدیریت شده فروشنده) را برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات موجودی با تأمین کنندگان اتخاذ کرده است. تأمین کنندگان بر اساس وضعیت موجودی شرکت و داده های فروش با دستیابی به مدیریت موجودی تصفیه شده ، به موقع دوباره پر می شوند. از طریق این اقدامات ، نرخ گردش مالی موجودی شرکت 30 ٪ افزایش یافته و هزینه موجودی 20 ٪ کاهش یافته است.

 

بهینه سازی و بازسازی شبکه تحویل

 

با تغییر در تقاضای بازار و گسترش مشاغل سازمانی ، شبکه توزیع باید به طور مداوم بهینه سازی و بازسازی شود. شرکت ها به منظور بهبود بهره وری تحویل و کاهش هزینه های لجستیک ، باید مسیر طرح و تحویل مراکز توزیع خود را به طور معقول بر اساس عواملی مانند توزیع بازار ، تقاضای مشتری و هزینه های لجستیک برنامه ریزی کنند.

 

به عنوان مثال ، یک شرکت تجارت الکترونیکی دارای چندین مرکز توزیع در سراسر کشور است ، اما با افزایش حجم تجارت خود ، شبکه توزیع موجود به تدریج قادر به برآورده کردن تقاضای بازار نیست. این شرکت شبکه توزیع خود را از طریق تجزیه و تحلیل داده های بزرگ و فناوری شبیه سازی لجستیک دوباره برنامه ریزی کرده است. منطقی مکان و مقیاس مرکز توزیع را بر اساس حجم سفارش و نیاز زمان تحویل در مناطق مختلف در طرح مرکز توزیع تنظیم کنید. در بهینه سازی مسیرهای تحویل ، یک سیستم برنامه ریزی هوشمند برای برنامه ریزی مسیر بهینه برای وسایل نقلیه تحویل بر اساس شرایط جاده ای در زمان واقعی و شرایط بارگذاری وسیله نقلیه اتخاذ شده است. با بهینه سازی و بازسازی شبکه توزیع ، راندمان تحویل شرکت 20 ٪ بهبود یافته و هزینه های تدارکات 15 ٪ کاهش یافته است.

 

طراحی محصول و همکاری زنجیره تأمین

 

طراحی محصول نقش مهمی در مدیریت زنجیره تأمین دارد. طراحی محصول خوب نه تنها باید نیازهای مصرف کنندگان را برآورده کند ، بلکه امکان سنجی فرآیندهای تولید ، راحتی حمل و نقل لجستیک و هزینه کلی زنجیره تأمین را نیز در نظر می گیرد. در مرحله طراحی محصول ، شرکت ها باید ارتباط و همکاری کافی با تأمین کنندگان ، تولید کنندگان ، ارائه دهندگان لجستیک و سایر پیوندها در زنجیره تأمین داشته باشند تا اطمینان حاصل شود که طراحی محصول می تواند با پیوندهای مختلف در زنجیره تأمین مطابقت داشته باشد.

 

به عنوان مثال ، یک تولید کننده تلفن همراه با تهیه کننده باتری برای تهیه باتری با ظرفیت بالا و سبک در هنگام طراحی تلفن جدید همکاری کرد. این امر نه تنها تقاضای مصرف کنندگان برای عمر باتری را برآورده می کند ، بلکه وزن و ضخامت تلفن را نیز کاهش می دهد و باعث می شود تدارکات و حمل و نقل راحت تر شود. در همین زمان ، تولید کنندگان تلفن همراه پیچیدگی فرآیندهای تولید و عوامل هزینه را هنگام طراحی موارد تلفن در نظر می گیرند و فناوری قالب سازی تزریق را برای بهبود کارایی تولید و کاهش هزینه های تولید اتخاذ می کنند. از طریق همکاری بین طراحی محصول و زنجیره تأمین ، شرکت ها نه تنها رقابت بازار محصولات خود را بهبود می بخشند بلکه هزینه کلی زنجیره تأمین را نیز کاهش می دهند.

 

انتخاب و کاربرد استراتژی تحویل

 

در مدیریت زنجیره تأمین ، انتخاب استراتژی توزیع به طور مستقیم بر هزینه های لجستیک و رضایت مشتری تأثیر می گذارد. شرکت ها باید استراتژی های توزیع مناسب را بر اساس ویژگی های محصول ، تقاضای بازار ، منابع لجستیک و سایر عوامل انتخاب کنند.

 

استراتژی حمل و نقل مستقیم برای صنایعی که نیاز به به موقع بودن بالا و استاندارد سازی محصول دارند مناسب است. به عنوان مثال ، در صنعت الکترونیک ، برخی از خرده فروشان بزرگ الکترونیک یک استراتژی حمل و نقل مستقیم را اتخاذ می کنند ، محصولات حمل و نقل خریداری شده از تأمین کنندگان مستقیماً به فروشگاه های مختلف ، کاهش موجودی و زمان حمل و نقل در پیوندهای میانی و بهبود سرعت راه اندازی محصول.

 

استراتژی تحویل کلاسیک برای صنایعی که به مدیریت موجودی بالا و تقاضای بازار نسبتاً پایدار نیاز دارند ، مناسب است. به عنوان مثال ، در صنعت مواد غذایی و آشامیدنی ، شرکت ها به طور معمول مقدار مشخصی از موجودی را در یک انبار مرکزی نگه می دارند و آن را مطابق با تقاضای بازار توزیع می کنند. این استراتژی می تواند ضمن اطمینان از ثبات عرضه محصول ، هزینه های موجودی را کاهش دهد.

 

استراتژی حمل و نقل مستقیم برای موقعیت هایی که تقاضای مشتری متمرکز است و مسافت حمل و نقل کوتاه است مناسب است. به عنوان مثال ، در همان تحویل شهر ، برخی از شرکت های تجارت الکترونیکی تازه یک استراتژی حمل و نقل مستقیم را برای انتقال محصولات تازه به طور مستقیم از محل مبدا به دست مشتریان اتخاذ می کنند.

 

ارسال درخواستline